آیا نیاز به اطلاعات بیشتری دارید؟

0901-1459093

کاربرد کارتیمی (TeamWork) یکی از ابزارهای بهره‌وری جامع در سیستم آراستگی محیط کار(5S)

برگرفته از مقاله محمد حسن توسلی

سیستم آراستگی محیط کار(5S)  در واقع یک سیستم فکری و عملیاتی است که با هدف بهبود بهره‌وری، ارتقای کیفیت و جلوگیری از اتلاف منابع طراحی می‌شود.
این سیستم در واقع با خرد و تلاش جمعی امکان‌پذیر است، لذا برای پیاده‌سازی آن می‌بایست  فضایی را در سازمان ایجاد کرد تا کارکنان با میل و رغبت به اجرای کار بپردازند و سپس به نگهداری و بهبود مستمر سیستم بپردازند که مهمترین رکن کار می‌باشد.
برای شروع بکار می‌بایست پس از تشکیل کمیته راهبری، کمیته مرکزی تشکیل شود و کمیته‌هایی نظیرکمیته آموزش و فرهنگ‌سازی،کمیته اجرایی و... زیر نظر آن ایجاد گردد که هر یک وظایف و مسئولیت‌های ویژه‌ای دارند.
هدف از ایجاد و تشکیل کمیته‌ها در واقع، حفظ سیستم توسط کارکنان سازمان است که طی ماه‌ها زحمت و تلاش ایجاد شده است. افرادی که در این کمیته‌ها منصوب می‌گردند در ابتدا می‌بایست دارای روحیه کار تیمی باشند و دارای صفاتی از قبیل مثبت اندیشی، مسئولیت‌پذیری، تلاشگر و خستگی ناپذیر، ابتکار، ارتباطات انسانی قوی ،امیدواری و شور و اشتیاق و میل به کسب موفقیت داشته باشند.
بالطبع هرکدام ازاین نفرات دارای دانش، اطلاعات و تجربه منحصر به فردی می‌باشند اما هیچ یک به تنهایی موثر و کارا نیستند، با تقسیم  دانسته‌ها و تجربیات گرانبها بین این کارکنان می‌توان اثر بخشی کل تیم را افزایش داد و ضمن تقویت این افراد می‌توان تیم را توانمند ساخت.
این تنها روش و بهترین راهکار اجرای سیستم آراستگی محیط کار در سازمان می‌باشد.
برای این منظور و با توجه به ارزش کار تیمی  و استفاده  آن در سیستم (5S) ما شما را با کار تیمی (یا گروه متمرکز) آشنا می‌کنیم.

 

کارتیمی (TeamWork):

به‌صورت کلی «گروه» را می‌توان این‌گونه تعریف کرد:
مجموعه‌ای از آدم‌ها از سنین، سلایق یا تجارب مختلف که با هدفی دور هم جمع می‌شوند و قصد دارند که با تلاش و کوشش، برای رسیدن به آن هدف فعالیت کنند.
گروه به تعدادي افراد گفته مي شود كه با اتكا به يكديگر جهت رسيدن به يک هدف مشخص فعاليت و همفكري مي نمايد .گروه به طور رسمي يا غير رسمي تشكيل مي گردد.
عضویت در گروه هم به همین معنی است که هر کدام از ما، وارد گروهی شویم که هدف کارهایشان با آنچه در ذهن ما می‌گذرد، سازگار و هماهنگ باشد.
ما انسان‌ها دارای زندگی اجتماعی هستیم. در بدو تولد در کوچکترین نهاد اجتماعی که همان خانواده است حضور داریم که چند عضو دارد و هر کدام از اعضا در کنار یکدیگر مشغول به فعالیت هستند، وظایف مختلفی دارند و به ما در رشد و نمو کمک می‌کنند.
به همین ترتیب زمانی که دوران تحصیل آغاز می‌شود و در مقاطع مختلف وارد مدرسه می‌شویم، عملا به گروه‌های بزرگتر و متنوع‌تر پیوسته‌ایم. این قضیه در دانشگاه، محیط کار و کل جامعه، به شکل‌های مختلف و در ابعاد گوناگون جریان دارد. پس عملا هر کدام از ما در مقاطع مختلف زندگی‌مان، عضو گروه‌های گوناگونی هستیم.
هرگاه فردی تنها باشد استعداد او کمتر و عقلش ضعیفتر است . “هومر“


اهميت گروه:

گروه ها حداقل به دو دليل حايز اهميت هستند:
 اول اين كه نتيجه كار گروهي از كار انفرادی بهتر خواهد بود، زيرا گروه با استعداد نهاني و تشريك مساعي و يا استفاده از تجربيات يكديگر باعث هم افزايي و در نتيجه كارآيي بيشتر خواهد شد.
دوم اينكه كار گروهي براي به وجود آوردن رضايت خاطر كاركنان جهت رفع نيازهاي داخلي و ارتباطاتي، وسيله كارسازي است.


تشكيل گروه:

گردهمايي چند نفر گروهي واقعي را تشكيل نمي دهند. گروه در دراز مدت شكل مي‌گيرد. اين شكل گيري نتيجه طي كردن چهار مرحله زير توسط گروهها است:
1- مرحله شكل گيري
2- مرحله كولاك و اختلاف نظر
3- مرحله ايجاد تعادل و تفاهم
4- مرحله اجرا و ايفاي نقش


عناصر ساختار گروه:

درجه همبستگي: مواجه شدن با مشكلات و قيد و بندهاي اجتماعي اعضاي گروه را به يكديگر نزديك مي‌كند. درجه همبستگي در گروه‌هايي كه اعضاي آن داراي اعتقادات، سوابق و ارزشهاي مشابه باشند، بيشتر خواهد بود. گروه‌هايي كه داراي درجه همبستگي بالا باشند، گروه در اعضا نفوذ بيشتري داشته و كارشان مفيدتر خواهد بود.

معيارهاي اجتماعي: آداب، رسوم و اعتقادات در گروهها نيز به وجود مي‌آيد. گروه مي‌تواند درجه همبستگي را از طريق برقراري ارتباط باز ميان افراد و توجه خاص داشتن به فرايند كار گروهي، افزايش دهد. گروه‌ها مي‌توانند در جهت كسب كارايي بيشتر، از طريق تبيين معيارهاي سخت كار كردن، پشتكار داشتن و تمايل نشان دادن به انجام يافتن كارها نقش مهمي را عهده‌دار باشند.  

قدرت و نفوذ: در هر گروهي بعضي از اعضا نفوذ بيشتري نسبت به اعضاي ديگر پيدا مي‌كنند. گروه مي‌تواند اين نفوذ را تشخيص داده و به رسميت بشناسد يا اين كه آن را پوشيده و ناديده بگيرد. چنانچه اين قدرت و نفوذ در گروه مساوي نباشد، ممكن است باعث بروز مشكل و در بعضي مواقع باعث عدم همبستگي گردد.

رهبري: به طور كلي عضوي كه داراي  نفوذ بيشتري باشد، رهبر است. مسئوليت اوليه رهبر، هدايت كردن فعاليت‌هاي گروه است.

نقش: در اغلب گروه‌ها، هر يك از اعضا در ارتباط با كار گروه و يا فرآيند آن نقشي به عهده مي‌گيرند. نقشها مرتبط با وظيفه گروه مي‌باشد و به نوع كار گروه بستگي دارد. نقش‌هايي كه در ارتباط با فرآيند انجام دادن كار گروهي هستند، متفاوت‌اند. بعضي از اين نقش ها در جهت رسيدن به هدف گروه مفيد واقع نمي‌شوند، مانند كسي كه باعث جلوگيري از ورود اطلاعات صحيح به اعضا تيم مي شوند.

الگوي تصميم گيري: معمولا گروه‌ها دستورالعمل خاصي براي نحوه تصميم‌گيري گروهي خود به وجود مي‌آورند. اين الگوي تصميم‌گيري از روشهاي رهبري متفاوتي استفاده مي‌كند در وضعيت استبدادي، رهبر تصميمات خود را به ديگران تحميل مي كند.

مشاركت: مشاركت اعضاي گروه در بحث‌هاي گروهي به طور يكسان انجام نمي‌گيرد. در گروه‌هايي كه همبستگي بيشتر وجود دارد، افراد به طور يكسان در مذاكرات شركت مي‌كنند. گروه‌هايي كه اعضاي ساكت و بي تفاوت را تحمل مي‌كنند معمولا داراي همبستگي كافي براي انجام يافتن كار گروهي نيستند.

ارتباط: پايه و اساس كار گروهي است.

نفوذ:  هم زمان با تعيين معيار و تصميم‌گيري در گروه‌ها، اعضا در طرز تفكر يكديگر نفوذ مي‌كنند. فرآيند نفوذ اعضاء در يكديگر مي‌تواند به صورت آشكار و يا پنهاني صورت گيرد.

انطباق در مقايسه با نفاق:  وقتي كه گروه داراي معيار باشد، توافق و انطباق مورد توجه قرار خواهد گرفت. توافق براي يعضي از معيارها ممكن است جهت مفيدتر واقع شدن كار گروه، ضرورت داشته باشد، از جمله اين‌ معيار‌ها ممكن است حضور و غياب باشد. گروه‌هايي كه كارشان سود بخش واقع مي‌شود، معيارهايي از قبيل محيط باز براي بيان كردن هرگونه سوال يا موضوعي به وجود مي‌آورند، اين معيارها به منظور شناسايي دقيق عقايد، و نظرها در جهت افزايش درجه همبستگي و احترام گذاشتن به عقايد به وجود مي‌آيد.

داشتن اهداف استراتژيك:  موسسه با استفاده از روش ”مديريت كيفيت جامع “ اهداف سوق‌الجيشي خود را تعيين كرده و اعضاي گروه با علم به اينكه كارشان در جهت رسيدن به اهداف كلي شركت قرار دارد، براي حل مشكل فعاليت مي‌كنند. بنابراين، انجام دادن وظيفه محوله، به خوبي درك گرديده و مورد قبول همگان قرار گرفته است. احساس ضرورت در انجام يافتن كار همراه با هيجان، محيط كار گروهي را فرا مي‌گيرد.

ارتباطات: اعضاي گروه آزادانه با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند. هر كدام از اعضا به طور حرفه‌اي ضمن قبول انتقاد ديگران، انتقاد لازم را نيز ارائه مي‌دهد.

اعتماد: جّو اعتماد و درك كامل ايجاد شده و اعضا با خلوص نيت به يكديگر توجه مي‌كنند. اعضا همچنين از ”رفتار كمكي“ به منظور مشاركت كامل كليه افراد استفاده مي كنند.
تبادل نظر با وجود اختلاف عقيده: اعضاي گروه قادرند ضمن داشتن رفتار مبارزه طلبانه، در جّو همكاري و تشريك مساعي با يكديگر همكاري كنند. اعضاي گروه مي‌بايست با سود بردن از ابزار گسترش همبستگي اعضا را به تبادل نظر تشويق كنند.

شركت در رهبري: عقل سالم انتخاب مي‌كند كه هر رهبري علاقه زياد به رهبري موثر گروه خود داشته و هرگونه اقدامي كه لازم بداند براي رسيدن به اين منظور انجام دهد در طول جلسات، رهبري به كساني تعلق مي‌گيرد كه داراي مهارت و تجربه كافي هستند. رهبر انتخاب شده نبايد از اين كه موقتا يكي از اعضاي گروه رهبري را به دست گرفته، نگران باشد. در حقيقت اين علامتي مناسب در نشان دادن علاقه‌مندي براي رسيدن به اهداف گروه است. بنابراين اعضاي گروه در قدرت و رهبري شركت خواهند داشت. و در اين صورت تصميم گيري با توافق عام صورت خواهد گرفت.

تاثير پذيري: گروه مي‌تواند توانايي و قابليت خود را در تصميم‌گيري ارزيابي كند. در پي چنين ارزيابي، گروه مي‌تواند مشكلاتي را كه ممكن است وجود داشته باشد و يا اين كه در آينده پيش آيد، ملاحظه كند. از طريق ارزيابي، اعضاي گروه به نوع مشكلات پي برده و قادر خواهند بود عكس العمل‌هاي لازم را پيش‌بيني كنند. چنين وضعيتي نشان دهنده اين است كه اعضاي گروه در جهت رشد خود تعهد دارند.

مشکلات کارگروهی: مشكلات زير از جمله مهم ترين مشكلاتي است كه گريبانگير گروه‌ها خواهد بود:
1- تضاد، كشمكش و ناسازگاري‌هاي بي مورد
2- بي علاقگي، عدم حضور و بي اهميت بودن
3- اخذ تصميمات نامناسب

تفاوت کارگروهی یاتیمی(متمرکز) با کارگروهی(غیرمتمرکز) چیست؟
"اگر فرصت و یا نیاز عملکرد مهمی که لازمه‌ی تیم شدن است وجود نداشته باشد، آن را گروه (غیرمتمرکز)می‌نامند. اعضا در ابتدا برای تبادل اطلاعات، مشارکت می‌کنند و با سعی فراوان از دیدگاه‌های خود برای تصمیم‌گیری در جهت کمک به هم‌گروهی‌ها در راستای فعالیتشان بهره می‌گیرند. در واقع، هیچ قصد، هدف عملکردی، و یا محصول مشترکی وجود ندارد که مستلزم رویکرد تیمی یا مسئولیت متقابل باشد.

هدف واقعي تیم: اهداف واقعي از فعاليت ها بشرح زير است:
1- قابليت‌هاي انسان را كاملا به نمايش مي‌گذارد و در نهايت امكانات بيكران را بيرون مي‌كشد.
2- احترام به انسانيت و ايجاد محيط كار شاد و روشن كه كار آن پر معني است.
3- مداخله در بهبود و توسعه سرمايه.

نكته كليدي كه در اينجا بدان توجه شده است اين است كه، اجازه دهيم که افراد ضمن درك عقايد و افكارشان، احساس موفقيت بكنند. اين بهترين راهي است که دلگرمي را زياد مي كند و در نهايت همه افراد خوشحال مي‌شوند.

توجه به ویژگیهای مرتبط با جنسیت در سبکهای ارتباط کارآمد در گروه زنان و دختران:
1- به دنبال برقرار کردن رابطه هستند.
2- خود را بطور متقارن، برابر با دیگران فرض می‌کنند.
3- همکاری و وابستگی در گروه را بیشتر دوست دارند.
4- به اتفاق آراء تصمیم می گیرند.
5- سخت در طلب صمیمیت هستند.
6- خواهان تایید همترازان هستند.
7- در خلوت راحت تر صحبت می‌کنند.
8- مشکلاتشان را در میان می‌گذارند.
9- ...

توجه به ویژگیهای مرتبط با جنسیت در سبکهای ارتباط کارآمد در گروه مردان وپسران:
1- به دنبال موقعیت هستند.
2- با دیگران به طور غیر متقارن و به عنوان رقیب رفتار می کنند
3- خود آرائی و استقلال را ترجیح می دهند.
4- تصمیماتشان بر اساس زور، متقاعد شدن درباره مسئله ای یا قانون اکثریت اتخاذ می شود.
5- در طلب « قلمرو » هستند.
6- خواهان احترام از سوی همترازانشان هستند.
7- در جمع راحت تر صحبت می‌کنند.
8- مشکلات را نزد خودشان نگاه می‌دارند.

تبلیغات

آمار بازدید

امروز69
دیروز347
این هفته1019
این ماه3616
کل145460

سه شنبه, 01 خرداد 1397 06:52

اطلاعات بازدیدکنندگان

  • آی پی: 54.159.85.193
  • مرورگر: unknown
  • نسخه مرورگر: unknown
  • سیستم عامل: unknown

6
آنلاین